السيد موسى الشبيري الزنجاني

4738

كتاب النكاح ( فارسى )

مقابله و غيره بود « 1 » و كمتر به اين چنين اصولى تمسّك مىكردند چرا كه در عرف هم اگر چند نفر يك واقعه را نقل كنند گاهى پدر را به جاى پسر ، و برادر را به جاى برادر قرار مىدهند و تعبير مىكنند ، و اين كاملًا متعارف است و خدشه‌اى به اطمينان انسان به وحدت واقعه نمىزند . و اما راجع به اينكه صدوق اثبت از شيخ است كما اينكه در مورد صدوق و برادرش گفته‌اند يحفظان ما لا يحفظ غيرهما و . . . اين درست نيست زيرا حفظ فوق العادهء صدوق ملازمه‌اى با اضبطيّت او از شيخ رحمه الله ندارد چه بسا كه صدوق در اين موارد اختلاف با اعتماد به حافظهء قوىّ خود نقل كرده و دچار اشتباه شده در حالى كه شيخ با مراجعه و رؤيت ، نقل كرده و لهذا اشتباه برايش كمتر پيش آمده ، به هر حال احتمالش موجود است . و اصلًا افراد خوش حافظه شديداً در معرض خطا هستند مثل مرحوم سيد حسن صدر صاحب تأسيس الشيعة كه با تمام قوّت حافظه‌اى كه داشته اشتباهات بسيار فاحشى در تأسيس الشيعة مرتكب شده و اين به خاطر آن است كه به حافظه اعتماد مىكرده ، كما اينكه تقىزاده در احوال محمد خان قزوينى نوشته ؛ او مىگفت من در اروپا كتابى نوشتم و فكر كردم ، آخرين مرحلهء تحقيق به عمل آمده و بعداً كه به ايران فرستاده شد محققين ايران ، آن را نقد كردند ، و اين به سبب اعتماد قزوينى به حافظهء قوى خود بوده و بعد از آن گفته كه تصميم گرفتم كه ديگر چيزى را از حافظه ننويسم حتى قل هو الله احد . خلاصه ، صدوق با تمام ضبط و حافظه‌اش ، نمىتوان او را در نقل بر شيخ مقدم داشت . و اين تازه با چشم‌پوشى از آن مطلب ديگرى است كه گفتيم صدوق در مواردى كه با نظرش موافق نبوده از روايات اسقاط مىكرده است و الّا تقديم صدوق بر شيخ مشكل‌تر مىشود . « * و السلام * »

--> ( 1 ) - يادم است كه بعضى آقايان كه به دستور آقاى بروجردى ، تصحيح وسائل را - براى تدوين جامع الاحاديث - به عهده گرفته بودند در پايان جلسه‌اى ، گفتند نتيجهء اين جلسه ، زائل شدن خوش‌بينى ما به نُسخ و اين قبيل چيزها بود . استاد .